مرضیه محصص استاد دانشگاه شهید بهشتی؛ در نشست علمی «شاخصههای تفسیر اجتماعی قرآن از دیدگاه شهید بهشتی» که از سوی دانشکده الهیات و ادیان شهید بهشتی با همکاری دبیرخانه همایش بینالمللی اندیشههای قرآنی تفسیری آیتالله شهید بهشتی(ره) برگزار شد با بیان اینکه شهید بهشتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان شخصیتی برخوردار از ویژگیهای برجسته علمی و فکری در ساماندهی ساختارهای نوین نظام جمهوری اسلامی نقشآفرینی قابل توجهی داشتند، گفت: ایشان اندیشمندی بود که با نگاهی عمیق به شناخت مسائل جامعه میپرداخت و قدرت تحلیل واقعیتهای اجتماعی و دغدغه اصلاح مناسبات انسانی را داشت.
وی در ادامه به «واکاوی شاخصههای تفسیر اجتماعی قرآن در دیدگاه تفسیری شهید بهشتی» پرداخت و افزود: یکی از مهمترین تحولات معرفتی در مطالعات قرآنی معاصر، ظهور رویکرد «تفسیر اجتماعی قرآن» است؛ اهمیت این رویکرد از آن جهت است که پیدایش تفسیر اجتماعی در سیر تطور روشها و گرایشهای تفسیری، بازتاب نوعی تحول در تلقی مفسر از رسالت قرآن و نسبت آن با زندگی انسان است. در این چارچوب، قرآن متنی است که فراتر از بیان گزارههای اعتقادی یا استنباط احکام فردی، به اصلاح مناسبات انسانی و جهتبخشی به جوامع میپردازد. لذا تفسیر اجتماعی را باید نتیجه انتقال مرکز ثقل تفسیر از فهم الفاظ و عبارات به فهم کارکردهای اجتماعی وحی دانست.
محصص بیان کرد: این تحول، ریشه در شرایط تاریخی جهان اسلام در دو سده اخیر دارد. مواجهه جوامع اسلامی با استعمار، استبداد، گسترش شکافهای طبقاتی و بحران هویت، پرسشهای جدیدی را پیش روی اندیشمندان مسلمان قرار داد؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها با الگوهای سنتی تفسیر به آسانی امکانپذیر نبود. در چنین فضایی، این پرسش بنیادین مطرح شد که اگر قرآن کتاب هدایت انسان در همه زمانهاست، چرا سهم آن در حل مسائل عینی جامعه مسلمانان کمرنگ شده است؟ همین دغدغه زمینهساز شکلگیری تفسیری شد که میکوشید قرآن را بار دیگر به متن زندگی اجتماعی بازگرداند.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: تفسیر اجتماعی تفسیری نیست که درباره آیات اجتماعی سخن میگوید. چه بسا مفسری دهها آیه مربوط به خانواده یا اقتصاد را تفسیر کند، اما همچنان در چارچوب تفسیر اجتماعی قرار نگیرد. ملاک اصلی، نوع نگاه مفسر به قرآن است. در تفسیر اجتماعی، جامعه نه موضوعی حاشیهای، بلکه یکی از کانونهای اصلی فهم قرآن است.
وی تأکید کرد: مفسر اجتماعی معتقد است که بخش مهمی از مقاصد قرآن در عرصه زندگی جمعی تحقق مییابد و از اینرو فهم قرآن بدون توجه به مناسبات اجتماعی، فهمی ناقص خواهد بود. به تعبیر دیگر، اگر تفسیر فقهی در پی کشف تکلیف مکلف است و تفسیر کلامی در پی دفاع از عقاید، تفسیر اجتماعی در پی کشف منطق قرآن برای ساخت جامعه مطلوب است.
محصص تصریح کرد: یکی از بنیادیترین شاخصههای تفسیر اجتماعی «مسئلهمحوری» است. مفسر اجتماعی از پرسشهای واقعی جامعه آغاز میکند. او در برابر فقر، تبعیض، استبداد، بحران خانواده، گسست اجتماعی، فروپاشی سرمایه اخلاقی یا بحران هویت، بیتفاوت نمیماند و میکوشد پاسخ این مسائل را در افق قرآن جستوجو کند. ازاینرو، نقطه عزیمت او غالباً یک مسئله اجتماعی است، نه صرفاً یک مسئله زبانی یا ادبی.
وی افزود: مفسر میخواهد کشف کند قرآن چگونه جامعه را از وضعیت فساد به صلاح، از ظلم به عدالت، از تفرقه به وحدت و از انفعال به مسئولیتپذیری منتقل میکند. بنابراین، مسئله اصلی او صرف فهم معنای آیات نیست، بلکه فهم جهتگیری و کارکرد اجتماعی آنهاست.
وی با تأکید بر اینکه نگاه منظومهای و نظاممند به مفاهیم قرآنی یکی از شاخصههای مهم تفسیر اجتماعی است، اظهار کرد: یکی از آسیبهای رایج در مطالعات اجتماعی قرآن، استناد گزینشی به برخی آیات و غفلت از شبکه مفهومی قرآن است. تفسیر اجتماعی اصیل، هر مفهوم را در پیوند با منظومه کلی قرآن مطالعه میکند. برای مثال، عدالت در قرآن فقط یک اصل حقوقی نیست؛ بلکه با توحید، کرامت انسانی، نفی استکبار، حمایت از مستضعفان و اقامه قسط پیوند دارد. از همین رو، مفسر اجتماعی به جای تمرکز بر آیات منفرد، در پی کشف نظام معنایی قرآن و منطق حاکم بر روابط مفاهیم است.
تفسیر اجتماعی؛ دانشی برای تحول
محصص با بیان اینکه شاخصه بعدی، پیوند میان تفسیر و تغییر اجتماعی است، اظهار کرد: تفسیر اجتماعی تنها، دانشی برای فهم واژگان و تعابیر متن مقدس نیست؛ بلکه دانشی برای تحول است. مفسر اجتماعی خود را ناظر بیطرف نمیداند، بلکه در فرآیند اصلاح جامعه مشارکت میکند. او میکوشد از رهگذر فهم قرآن، آگاهی اجتماعی تولید کند، نظام ارزشی جامعه را بازسازی نماید و افقهای جدیدی برای کنش اجتماعی بگشاید.
استاد دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: سرانجام، مهمترین ویژگی تفسیر اجتماعی، نگاه تمدنی آن است. تفسیر اجتماعی در بلوغ نهایی خود از سطح پاسخگویی به مسائل پراکنده فراتر میرود و در پی کشف الگوی کلان جامعه مطلوب قرآنی است و در نهایت به دنبال پاسخ به این پرسش است که قرآن چه تصویری از جامعه آرمانی و مسیر تحقق آن ارائه میدهد.
وی اضافه کرد: با تأمل در مجموعه مباحث تفسیری شهید آیتالله بهشتی در مجلدات تفسیری در مکتب قرآن، میتوان با اطمینان گفت که تفسیر او را باید یکی از نمونههای برجسته و منسجم تفسیر اجتماعی معاصر قرآن دانست و اساساً افق فهم شهید بهشتی از قرآن، افق حیات اجتماعی انسان است و قرآن کتابی است برای ساختن جامعه، ساماندهی روابط انسانی و تأسیس یک نظم اجتماعی مبتنی بر حق و عدالت. از همین رو، او در مواجهه با آیات قرآن، همواره میکوشد نسبت آنها را با زندگی جمعی انسان، ساختارهای اجتماعی، مناسبات قدرت، نهادهای اجتماعی و سرنوشت امت اسلامی آشکار کند.
وی افزود: نخستین شاخصهای که در تفسیر اجتماعی شهید آیتالله بهشتی به چشم میخورد، فهم قرآن به مثابه متنی نظامساز است ایشان از متن آیات، پرسشهایی درباره ساخت جامعه، تربیت انسان، نسبت آزادی و هدایت، امکان انحراف، و حدود مداخله نظام اجتماعی در زندگی انسان بیرون میکشد.
محصص ادامه داد: این ویژگی در تفسیر شهید بهشتی در آیه ۱۰۲ سوره بقره با وضوح فراوان دیده میشود: وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَی مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ آیه ۱۰۲ سوره بقره درباره سحر در عصر سلیمان، نسبت ناروا دادن کفر به حضرت سلیمان، نقش شیاطین در آموزش سحر و بر زیانبار بودن سحر و مسئولیت اخلاقی انسان در استفاده از آن تأکید دارد.
محصص اظهار کرد: شهید بهشتی آیه را به پرسش امروزین درباره نسبت نظام اجتماعی و تربیت انسان پیوند میزند. جامعه مطلوب در نگاه بهشتی، امری تصادفی، طبیعی نیست؛ بلکه محصول کوشش یک گروه هدفدار است. به عبارت دیگر، جامعه اسلامی در نظر او با شعار، احساسات دینی یا دینداری فردی پدید نمیآید، بلکه نیازمند جهت، اراده، برنامه، نهاد، تربیت و کنش جمعی است.
نگاه شهید بهشتی به کارکرد قرآن
استاد دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: در تفسیر بهشتی، قرآن نه پشتیبان بینظمی و رهاشدگی است و نه مدافع جامعهای بسته و قالبی. او به دنبال الگوی سوم است: جامعهای هدایتگر، مراقب، مسئول، دارای نهادهای سالم، اما در عین حال مبتنی بر آزادی، انتخاب و امکان رشد شخصیت انسانی.
وی تاکید کرد: شهید بهشتی از آیه، مسئلهای کلان استخراج میکند: جامعه اسلامی با عوامل گمراهی چگونه باید مواجه شود؟ باید امکان انتخاب بدهد، اما پیامد انتخاب را نیز جدی بگیرد. باید انسان را در معرض رشد قرار دهد، اما اگر کسی آگاهانه نظم صالح را تخریب کرد، جامعه را بیدفاع رها نکند.در چنین جامعهای، نه انسان به موجودی بیاختیار فروکاسته میشود و نه جامعه در برابر انحراف و فساد بیدفاع میماند.
محصص با اشاره به آیه ۱۷۴ بقره : إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَیٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ ۙ أُولَٰئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ، گفت: شهید بهشتی این آیه را با عنوانی بسیار معنادار مطرح میکند: «وظیفه آگاهان در عرضه صحیح آموزههای دینی». همین عنوان، جهتگیری اجتماعی تفسیر او را آشکار میکند. او آیه را صرفاً درباره گناه فردی کتمان علم یا مسئلهای مربوط به علمای اهل کتاب نمیداند؛ بلکه آن را ناظر به یکی از حساسترین مسائل حیات اجتماعی میخواند: مسئولیت نخبگان فکری در قبال سلامت جامعه.
وی افزود: در نگاه شهید بهشتی، دین تنها یک سرمایه شخصی نیست که هر کسی بتواند آن را مطابق میل خود مصرف یا پنهان کند. دین، حقیقتی اجتماعی و نعمت عمومی است. خداوند برای هدایت بشر، وحی را در اختیار پیامبران قرار داده و این هدایت قرار است نسلهای متوالی انسانها را از گمراهی برهاند. بنابراین، هر کسی که در موقعیت فهم، تبیین و انتقال این هدایت قرار میگیرد، در حقیقت امانتدار یک سرمایه عمومی است، نه مالک خصوصی آن.
محصص تاکید کرد: شهید بهشتی برای توضیح این مسئله از مثالهای اجتماعی بسیار گویا استفاده میکند. او میگوید اگر کسی غذایی را که در اختیار یک کودک قرار دارد مسموم کند، یا خانهای را که محل سکونت انسانهاست تخریب نماید، همه او را محکوم میکنند. اما آیا تحریف دین و کتمان حقیقت کمتر از این جنایتهاست؟
تخریب غذای روحی مردم خیانت است
وی افزود: از نظر او، همانگونه که نابود کردن غذای جسم انسان خیانت به زندگی اوست، تخریب غذای روح و اندیشه انسان نیز خیانتی عظیم به جامعه محسوب میشود. بنابراین، مسئله آیه صرفاً یک تخلف علمی نیست؛ بلکه نوعی جرم اجتماعی است که پیامدهای آن ممکن است نسلهای متعددی را گرفتار کند.
محصص بیان کرد: در مواجهه با بسیاری از قرائتهای فردگرایانه از دین، ایمان و معرفت عمدتاً در سطح رابطه فرد با خدا معنا میشوند، شهیدبهشتی نشان میدهد که حقیقت دینی همواره دارای آثار اجتماعی است. اگر حقیقت درست عرضه شود، جامعه به سمت رشد، آگاهی و عدالت حرکت میکند؛ و اگر تحریف شود، جامعه گرفتار انحراف، جهل و فساد خواهد شد.
استاد دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: یکی از عمیقترین جلوههای تفسیر اجتماعی در اندیشه شهید آیتالله بهشتی را میتوان در تفسیر آیه ۲۱۷ سوره بقره مشاهده کرد؛ آیهای که در ظاهر درباره جنگ در ماههای حرام سخن میگوید، اما در ادامه، معیاری بنیادین برای ارزیابی کنشهای اجتماعی ارائه میدهد: «وَالْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ».
وی تصریح کرد: شهید بهشتی از این آیه، یکی از مهمترین مبانی نظری خود در تحلیل جامعه و تاریخ را استخراج میکند و توضیح میدهد که بسیاری از مردم در ارزیابی حوادث، تنها به یک بُعد از ماجرا توجه میکنند و از دیدن ابعاد عمیقتر آن ناتواناند.
محصص با تأکید بر اینکه این نکته در نگاه شهید بهشتی بسیار مهم است، افزود: زیرا او آن را از یک واقعه تاریخی فراتر میبرد و به یک قانون اجتماعی تبدیل میکند. بسیاری از بحرانهای اجتماعی از آنجا ناشی میشوند که انسانها و جوامع تنها ظاهر رخدادها را میبینند و از آثار عمیق و بلندمدت آنها غافل میمانند. ممکن است عملی در ظاهر کوچک باشد، اما بنیانهای یک جامعه را متزلزل کند. در مقابل، ممکن است رخدادی در ظاهر خشن یا پرهزینه باشد، اما در خدمت حفظ حیات یک جامعه و دفاع از ارزشهای بنیادین آن قرار گیرد.
وی تأکید کرد: در این چارچوب، مفهوم «فتنه» در تفسیر شهید بهشتی معنایی بسیار گسترده پیدا میکند. او فتنه را صرفاً به معنای آشوب یا درگیری نمیداند، بلکه آن را هر عاملی میشمارد که نظام صالح اجتماعی را دچار اختلال کند و جامعه را از مسیر حق منحرف سازد. از این منظر، فتنه صرفاً یک حادثه نیست؛ بلکه فرآیندی است که میتواند ایمان، هویت، انسجام و جهتگیری یک جامعه را هدف قرار دهد. به همین دلیل قرآن آن را از قتل نیز بزرگتر معرفی میکند. زیرا قتل معمولاً به زندگی یک فرد پایان میدهد، اما فتنه میتواند حیات معنوی و اجتماعی یک امت را نابود کند..
استاد دانشگاه شهید بهشتی با بییان اینکه نقش آگاهی اجتماعی در تشخیص حق و باطل یکی دیگر از ابعاد اجتماعی تفسیر او است، اظهار کرد : جامعهای که تنها به ظواهر توجه کند، به آسانی فریب میخورد. اما جامعهای که بتواند آثار و پیامدهای بلندمدت رخدادها را ببیند، کمتر گرفتار فتنه میشود. به همین دلیل، بهشتی در این بخش از تفسیر، نوعی تربیت اجتماعی برای تحلیل حوادث را دنبال میکند. او میخواهد مخاطب قرآن یاد بگیرد که هر رویدادی را در متن کلان آن بسنجد و از داوریهای شتابزده پرهیز کند.
وی با بیان اینکه «نظام اجتماعی صالح» یکی از کلیدواژههای اندیشه اجتماعی بهشتی است، تصریح کرد: از نظر وی، جامعه تنها مجموعهای از افراد نیست؛ بلکه دارای هویتی جمعی، جهتگیری تاریخی و نظام ارزشی خاص خود است. هنگامی که قرآن فتنه را بزرگتر از قتل معرفی میکند، در واقع از ارزش این نظام اجتماعی صالح دفاع میکند. زیرا اگر چنین نظمی فروبپاشد، امکان رشد، هدایت، عدالت و شکوفایی انسانها نیز از میان خواهد رفت.
وجود مانع نشانه غلطبودن مسیر نیست
محصص با اشاره به اینکه شهید بهشتی همچنین بر مسئله «عبور از موانع» تأکید ویژهای دارد، گفت: او یادآور میشود که هیچ حرکت اجتماعی بزرگی بدون مانع نیست. تاریخ انبیا نیز سرشار از مقاومتها، شکستهای ظاهری، مخالفتها و دشواریها بوده است. از این رو، وجود مانع را نباید نشانه نادرستی مسیر دانست. یکی از نشانههای بلوغ اجتماعی آن است که جامعه بتواند در برابر موانع پایدار بماند و از آنها برای رشد خود بهره بگیرد.
وی در خاتمه تأکید کرد: شهید بهشتی جامعه اسلامی را پروژهای در حال ساخت میبیند، نه واقعیتی کامل و پایانیافته. هر پروژهای با دشواریها، خطاها و کاستیها همراه است. مهم آن است که جهت کلی حرکت حفظ شود و جامعه توانایی اصلاح خود را از دست ندهد. از این منظر، شهید بهشتی را میتوان در شمار مهمترین نمایندگان تفسیر اجتماعی معاصر دانست؛ مفسری که توانست میان متن قرآن و مسائل جامعه جدید پیوند برقرار کند
انتهای پیام




نظر شما